گفته بودم بحث جالبی رو که با یکی از دوستان داشتم براتون ارسال می کنم تا استفاده کنید . این هم قسمت دومش :
خودم
خوبه کتاب خون قهاری هستی اما من این کار رو نمی کنم هرچند قبلا این کار رو کردم یه کتاب تویک شب توزمینه تاریخ هم خوندم سینوهه ، کنیز ملکه مصر ، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی و از این دست اسم خیلی از کتابها یادم نمیاد چه برسه به نویسندش من آدم مذهبی هستم و مسائل مذهبی برام خیلی مهمه همیشه هم سعی می کنم تا اونجایی که می تونم به این مسائل عمل کنم اگر گناهی هم می کنم به خدا می گم خدایا خودت می دونی که قصد مبارزه با تو رو ندارم و آدم لا ابالی نیستم پس کمکم کن . من نگرانم که نکنه تو این دوگانگی اشتباه کنی و از خدا جدا بشی . در مورد کتاب خونی هم وقت بزار ، از فیلم دیدن کم کن بیشتر کتاب بخون .
دوستم
از آدمایی که ظاهرشون نشون میده مذهبین شدیدا بدم میاد . خودم به فروع عاملم . کلا لائیک هستم و از حضور دین تو عرصه سیاست متنفرم . معتقدم تمام بدبختیهای این ملت از استحماریه که بخاطر ریشه های مذهب تو این جامعه متحمل میشن . عاشق آدماییم که دین تو رویه و اعمالشون نمود و ریشه داره نه تو ظاهر فیزیکی و تظاهراتشون .
خودم
من سعی میکنم هم ظاهرم مذهبی باشه هم باطنم ، اما به آدمها امر و نهی نمی کنم ، خودشون باید تصمیم بگیرن نه اینکه مجبور به کاری بشن . اما من برعکس توفکر می کنم . چون این جامعه به مذهب به طور درست عمل نمی کنه اینقدر مشکل داره ، اگر هر جا که به نفعمونه مذهبی باشیم و هرجا که دوست نداریم مذهب رو کنار بزاریم اوضاع این جوری میشه . اما اگر همه مذهب رو عمل کنیم به مشکل نمی خوریم . اشکال دیگه کار این جامعه اینه که از مذهب تعریف درستی نداره یا افراط می کنن یا تفریط .
دوستم
چیزی به نام مذهب وجود مطلق نداره و در طول تاریخ بخاطر منافع انسانی دچار تحریفهای زیادی شده . مهم اون اخلاق فطری انسانه و اون ندای فطری که در مورد خوب و بد کارا به آدم دلالت می کنه. این یه توجیهه که مذهب خوبه و آدما درست بهش عمل نمی کنن . کدوم بقالی میگه ماست من ترشه ؟ همونطور که گفتم مشکل این نیست که تعرف درستی از مذهب وجود نداره ، بلکه مشکل اینه که اصلا وجود مطلقی بنام مذهب در کار نیست .تازه اگه هم به حرف تو صحه بذارم که این جامعه س که به مذهب درست عمل نمی کنه میشه ازش راه نجات مذهب یعنی حکومت لائیک رو نتیجه گرفت . غیر از اینه ؟
خودم
این چیزی که شما می گید یه بحث مفصله که با این نامه های کوتاه نمی شه جواب داد . به طور خلاصه باید بگم وقتی وجود خدا رو پذیرفتی بعد بحث پیامبران مطرح می شه که بحث مذهب رو به دنبال داره اخلاق فطری یعنی چی ؟ چه کاری خوبه و چه کاری بد ؟ آیا انسان می تونه همه خوبی ها وبدی هارو تشخیص بده ؟ آیا می تونه رابطه کارها با سعادت ابدی رو بفهمه ؟ بگه چه کاری سعادت ابدی انسان رو به همراه داره و چه کاری باعث بدبختی ابدی می شه؟ حذف قانون صحیح که درست اجرا نمی شه کار اشتباهیه . در واقع پاک کردن صورت مساله و دامن زدن به کارهای غلطه . به عنوان نمونه وضع رعایت قوانین رانندگی در ایران تاسف باره . آیا چون مردم قوانین رانندگی رو رعایت نمی کنن باید قانون رو بر داشت یا این که راهی پیدا کرد برای فرهنک سازی ، در مورد مذهب هم همینجور ، درست می گم ؟